گفتمان تمدن ساز قیام امام حسین (ع)
به قلم مهندس مصطفی قوامی
بازطراحی محتوا و بازنگاری متن دکتر امین محمدی «پدیده شناس»
پیرامون قیام امام حسین (ع) صحبت های فراوانی شده است و ویژگی های زیادی برای این قیام شمرده اند اما شاید کمتر شنیده باشید که قیام امام حسین (ع) حائز دو ویژگی «گفتمان داری» و «تمدن سازی» بوده است. دو خصیصه ای که قابلیت بازتولید اجتماعی در ادوار تاریخی و مختصات جغرافیایی سراسر عالم را دارند.
در تحلیل هر کار و عملی به آثار و عواقب آن توجه می کنند. ضمن اینکه کارها و اعمال هم همگی از یک میزان کیفیت و سطح با هم برخوردار نیستند، بلکه بسته به میزان ماندگاری و عمق عمل؛ کارها به انواع مختلف تقسیم بندی می شوند و برخی کارها که جنبه اثرگذاری بیشتر و ماندگارتری دارند در طول زمان به انحای مختلف خودشان را بازتولید می کنند.
کارها و اعمالی که برانگیزنده و محرک «کنش های جمعی انسان ها» باشند آثار و ابعادی به مراتب وسیع تر در طول زندگی بشریت دارند.جنبش های اجتماعی، جنگها و حرکت تبلیغی انبیاء نمونه های بارزی از این اعمال هستند.
در تحلیل و چرایی وقوع عاشورا و قیام حضرت سید الشهداء سخن بسیار رفته است. سخنوران و اندیشمندان اسلامی و غیر اسلامی از چرایی حرکت امام از مکه به سمت کوفه و چرایی همراه بردن خاندان اهل بیت دلایل تاریخی، عقلی و نقلی فراوانی را ذکر کرده اند.
بی شک حرکت جهادی حضرت سید الشهداء، خاندان و اصحابش آنچنان به لحاظ کیفیت وسیع و گسترده است که نمی توان آن را صرفا واکنشی به انتخاب و انتصاب یزید پس از معاویه و بیعت خواهی او به عنوان فردی فاسق از امام و هادی جامعه دانست. البته که این موضوع به لحاظ تاریخی علت حرکت امام بوده است اما «نفسِ انتخاب» امام به «قیام پس از صلح» امام پیشینش - امام حسن مجتبی (ع) با معاویه- خودش نمونه بارزی از یک کنشگری وسیع و بی زمان در طول تاریخ بشریت، ورای عصر و حتی امت اسلامی است.
در جای جای سفر امام از مکه به سمت کوفه رویدادهایی اتفاق می افتد که هر کدام به نوبه خودش حاوی پیامی ست. از ماجرای درخواست ملاقات امام حسین (ع) با زُهَیر بن قَین بَجَلی عثمانی مذهب که به خیل شهدای کربلا می پیوندد تا بازگشت حر بن یزید ریاحی –فرمانده سپاه دشمن - به امام و یارانش و حضور وهب بن عبدالله کلبی شهید مسیحی کربلا ؛ جملگی رویدادهایی انسانی هستند که جامعه و اجتماع عاشورایی را شکل می دهند. هر کدام از این انسان ها داستان اجتماعی خودشان را دارند که در طول زمان تا ابد امکان بازتولید در بین جوامع و اجتماعات انسانی را دارند.
چرایی ها و چگونگی ها از وقوع عاشورا؛ داستان ها، استدلال ها، مفاهیم استخراج شده از واقعه کربلا همگی در کنارهم مفصل های یک زبان انسانی و ورای مکان،زمان، قومیت و ملت را می سازند که از آن میشود به گفتمان یاد کرد.
آیین هایی در پاسداشت عاشورا و شهدای کربلا در بین اقوام مختلفی که از این واقعه شنیده اند و این رخداد انسانی در تارو پود فرهنگ و سنتشان رسوخ کرده است شکل می گیرد و رشد و نمو می کند که هم زاینده افکار و اعمال جدید است هم نمونه هایی از انحراف از اصل ماجرا در آن دیده می شود.
«تحریفات درواقعه تاریخی کربلا» عنوان فصل دوم کتاب حماسه حسینی شهید مطهری که سخنرانی های ایشان پیرامون همین موضوع است. حکایتی از در هم تندیگی یک رخداد انسانی ورای علل تاریخی و مکان با سایر انسان ها در زمان ها و مکان های دیگر است.
بازتولید مفاهیم عاشورا و کربلا در جوامع مختلف نشانی از ریشه دار،جاری و آینده محور بودن این رخداد تاریخی در زندگی کل بشریت ست.
رویداد کربلا و وقوع عاشورا آن چنان کشش و جذابیتی دارد که قابلیت تبدیل شدن به درام و نمایشنامه پیدا می کند و تعزیه خوانی در فرهنگ ایرانیان قسمی از بازتولید شدن فرهنگ و مفاهیم عاشورایی ست. این جذابیت و کشش موضوع و مفاهیم بر بستر این حادثه به همین جا ختم نمی شود بلکه در عرصه فیلم و سریال به سریال مختارنامه می رسد که بازتولیدی نوین از رویدادهای تاریخی و اجتماعی این حادثه بزرگ است.
اما براستی قیام امام حسین (ع) چه خصایص و ویژگی هایی دارد که ورای عصر خودش می رود و برای انسان های هنرمند امکان بازتولید و برای مخاطبانشان جذابیت مصرف بوجود می آورد؟
در قیام سید الشهداء (ع) کمتر به دو ویژگی «گفتمان داری» و «تمدن سازی» این رویداد توجه شده است. دو خصیصه ای که قابلیت بازتولید اجتماعی در ادوار تاریخی و مختصات جغرافیایی سراسر عالم را دارند.
گفتمان بزرگترین ساختار معنامند و مفاهیم انسانی ست. واژه ها حاوی مفهوم اند اما همین واژه ها در شبه جملات و سپس جملات مفاهیم را دقیق تر منتقل می کنند و در یک بند (پاراگراف) مفهوم با صورت بندی و معنا مندی بهتری از جملات منتقل می شود.
زبان از دیرباز بزرگترین ساختار انتقال مفهوم بین انسان ها بوده است و اخیرا هم به ساختار انتقال مفهوم بین انسان و ماشین در دنیای هوش مصنوعی بدل شده است و البته چهار مهارت زبانی (شنیدن،گفتن،خواندن و نوشتن) پایه های اساسی مفاهمه انسان ها و زیست جمعی هستند.
علاوه بر زبان متداولی که می شناسیم ، زبان ها اقسام دیگری هم دارند زبان عمل (Action Language) مثل زبان بدن (Body Language) ، زبان تصاویر، زبان هنر و زبان شعر با زبان ساخته شده در کام و از کلمات همگی بر یک پایه هایی ساختارمند بسترهای مختلف انتقال پیام هستند که در خدمت معنامندی قرار می گیرند و به بسط مفهوم و معنا نیز کمک شایان توجهی می کنند.
برآیند همه این زبانها در یک مفصل بندی جدید حول یک موضوع موسوم به دال مرکزی به گفتمان تبدیل می شود.
قیام امام حسین (ع) شامل گفتمانی ست که همه سطوح و انواع زبان در آن می توان یافت و البته همه مفاهیم این رویداد حول یک موضوع اصلی گردش می کنند. قیام امام (ع) چون گفتمان است قابلیت بازتولید معنایی و فرهنگی در بستر زمانها و مکان های مختلفی را دارد که به برخی از آنها در همین متن اشاره خواهیم کرد.
اندیشمندان علوم اجتماعی تعریف های گوناگونی برای تمدن مثل سایر مفاهیم این عرصه ارائه کرده اند:
الف) تمدن یا مدنیت (Civilization) به هرجامعه پیچیده که دارای ساختارهای یکجانشینی، طبقهبندی اجتماعی، شکلی از مدیریت، ساماندهی اجتماعی و سامانه نمادین ارتباطی مانند دستگاه نوشتاری (خط) باشد گفته میشود.
ب) این واژه (تمدن) از اصل عربی «مدینه» گرفته شده و به معنای اقامت در شهر و خو گرفتن به اخلاق مردم آن به کار رفته است. در فارسی نیز به معنای شهرنشینی، اخلاق شهری پیدا کردن و انتقال از حالت خشونت، توحش و جهل به ظرافت، انس و معرفت و در مقابل بادیه نشینی و بربریت به کار رفته است.
پ) لغتنامه دهخدا : تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و همجیة و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت.
ت) فرهنگ معین : همکاری مردم یک جامعه برای ترقی و پیشرفت.
ث) فرهنگ عمید: خوی شهری گزیدن و به اخلاق مردم شهر آشنا شدن/ زندگانی اجتماعی، همکاری مردم با یکدیگر در امور زندگانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و آسایش خود.
به کررات از فرهنگ عاشورایی شنیده ایم و به وفور سخنوران و اهل منبر از خصیصه فرهنگ عاشورایی یاد کرده اند اما کمتر از «تمدن عاشورایی» شنیده ایم و گفته ایم!؟
علیرغم تعاریفی از تمدن که ارائه کردیم براستی تفاوت فرهنگ و تمدن در چیست؟
« فرهنگ را مجموعه پیچیدهای از دانشها؛ باورها؛ هنرها؛ قوانین؛ اخلاقیات؛ عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از آن فرامیگیرد تعریف میکنند. این مفهوم، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان را بیان میکند. بنابر تعریف یونسکو، فرهنگ عبارت است از خصوصیات معنوی مادی و فکری و عاطفی که به یک جامعه هویت میبخشد. فرهنگ میراث ملی و بستر رفتارهای اجتماعی است. فرهنگ و تمدن با هم متفاوتند. درواقع فرهنگ، یک مجموعۀ نظری است که در جنبههای عملی و اجرایی به تمدن تبدیل میشود. تمدن، حاصل شکلگیری ساختارهای پیچیده اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.»
در واقع فرهنگ یک شأن از شئون تمدن است. اقتصاد، سیاست، خردورزی و فرزانگی(علم یا فناوری) و طبقات اجتماعی شئون دیگری از تمدن هستند که همگی با هم و در هم افزایی با فرهنگ سازنده تمدن هستند.
قیام امام حسین (ع) ریشه ها، بسترها و علل وقوعی داشته است پرداختن و تحلیل قیام امام حسین (ع) بدون توجه به صلح امام حسن (ع) با معاویه و شرایط ناظر بر صلح نامه؛ ابتر و ناقص است.
پس اگرچه زندگی امام حسین (ع) به قبل و بعد از قیام تقسیم می شود اما برای ریشه یابی قیام امام حسین (ع) بایستی به صلح امام حسن (ع) و پیش از آن یعنی خلافت امام علی (ع) و حتی تا دوران زعامت پیامبر بر جامعه اسلامی به عقب برگشت.
پس از فوت نبی مکرم اسلام (ص) با دو تمدن اسلامی روبرو می شویم. تمدنی که پیامبر پایه گذاری کرد و تمدنی که خلفا ایجاد کردند. در تمدنی که خلفا تاسیس کردند معاویه بن ابی سفیان به سردار سپهی لشکر اسلام در دوران عثمان در شام و در نزدیکی های مرز روم شرقی منصوب می شود و به مرور زمان شرایط به گونه ای پیش می رود که امکان شکل گیری حکومت امویان در چارچوب نظریه سیاسی خلافت محیا می شود و در ادامه همین مسیر پس از فوت معاویه، یزید فرزند معاویه به عنوان دومین خلیفه اموی داعیه هدایت مسلمانان و رهبری جامعه نبوی را می کند و پیرامون همین موضوع از امام حسین (ع) طلب بیعت می کند.
اما به موازات تمدن اسلامی که خلفا از خود بر جای گذاشتند تمدن اسلامی هم از سوی امامان در حد وسع و توانشان در امتداد تمدن نبوی در سراسر سرزمین های اسلامی گسترش پیدا می کند.
جغرافیای سرزمین های اسلامی یکی بود اما دو تمدن اسلامی با دو روح مختلف بر این کالبد سرزمینی حاکم بود که روز عاشورا و در صحنه کربلا عملا شاهد رویارویی این دو تمدن اسلامی در برابر هم هستیم. در یک سوی میدان تمدنی ست که همه چیز را در تنعم مادی در سرزمین های اسلامی می بیند و در ادامه جریان تمدنی اش به نوعی به برتری نژادی و قومیتی در جوامع انسانی می رسد اما در مقابل تمدنی ست که مسئولیت های اسلامی را گوشزد می کند و اگر چه به لحاظ سخت افزاری از تمدن نخستین اسلامی ضعیف تر و نحیف تر است اما چشم بر مسئولیت ها و رسالتهایش نمی بندد و در حد وسعش هم جامعه اسلامی و هم تمدن اسلامی می سازد.
حتی اگر در مقیاس کوچک، به مقطع پس از قیام امام حسین (ع) توجه کنیم و فقط و فقط دوره زمانی هجرت امام از مکه تا روز عاشورا و شهادت ایشان و یارانشان را در نظر بگیریم به مفهوم تمدن سازی قیام امام حسین (ع) در همین مقطع کوتاه زمانی دست می یابیم!؟
بر می گردیم به این گزاره « تمدن، حاصل شکلگیری ساختارهای پیچیده اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است »
حالا نام یاران و اصحاب امام حسین را یکبار دیگر با هم مرور می کنیم افرادی که اگرچه به لحاظ موقعیت جغرافیایی همگی ساکن یک سرزمین اسلامی بوده اند اما از طبقات مختلف اجتماعی،اقتصادی،ایمانی، مذهبی و حتی دینی متفاوتی بوده اند و در نهایت گرد امام حسین (ع) و ذیل زیست بوم اجتماعی و تمدنی که امام حسین (ع) در کربلا در حال ساختنش بود جمع شدند تا ندای تمدنشان را به گوش جهانیان برسانند.
عرض تمدنی امام حسین (ع) شاید یکی دو روز سکنی گزیدنشان در کربلا بود اما از عصر روز عاشورا و با اسارات حضرت زینب (س) و رفتن اسراء به شام تا به امروز کربلا به «آرمانشهر ( اتوپیای) انسانیت، حریت و آزادگی» بدل شده است و گردهمایی بزرگ اربعین یکی از جلوه هایی ست که نماد همین تمدن حسینی ست. نمادی که هم اقتصاد ،هم سیاست، هم اجتماع و هم فرهنگ در آن در هم تنیده است و به موازات اقتصاد ورزش و گردشگری در دنیا شاهد اقتصاد اربعین و کربلا هستیم.
همگامی و همزمانی اربعین سال 1404 با درگذشت هنرمند فقید و متعهد استاد فرشچیان نمادی از وحدت فرد و جامعه در تمدن حسینی ست، تمدنی که آرادگی (رهایی از نفس وقید و بند باطنی) را در برابر آزادی (رهایی از هر قید و بند ظاهری) به رخ می کشد و اولین نقطه بر مرزهای آزادی را همین آزادگی فردی و جمعی ست که بر آن وا می نهد و آزادی تمدن نبوی و حسینی و اسلامی را از آزادی لیبرال گونه انسان مغرب زمین به کل جدا و متفاوت می کند.
4.چگونگی عمل گفتمان ها و ارتباط شان با تمدن
گفتمان ها نسبت به معانی، مفاهیم، پدیده ها و رویدادها خنثی نیستند بلکه موضعگیری دارند و از کنش و برهم کنش همین مواضع است که اقدام به ساخت گفتمانی و مفصل بندی مفاهیم و معانی شان می کنند. معانی را بسط می دهند و اولویت بندی می کنند مشابه یک جورچین (پازل) یا اسباب بازی های ساختنی (لگو) که هر یک از قطعات جایگاه خاصی دارند و فقط و فقط در همان جایگاه قابلیت تعریف شدن دارند، گفتمان ها هم معانی و مفاهیم را هم به نحوی کنار هم می چینند که از کلیت این ساختار معنایی یک مفهوم بسیط تر شناخته می شود.
شاید تنها و بزرگترین تفاوت جورچین و ساختنی ها با گفتمان ها در این باشد که از قطعات مفاهیم و معانی انسانی می توان چندین گفتمان ساخت که کلیت هر کدامشان حامل یک معنای بسیط است که می تواند در تضاد با هم باشند و در نهایت به پرسش فلسفی درست و نادرست بودن گفتمان ها رسید اما در جورچین ها و ساختنی ها چنین چیزی تقریبا وجود ندارد.
گفتمان و تمدن امام حسین پس از شهادت ایشان در مقاطع مختلف زمانی و مکانهای گوناگون جغرافیایی به اشکال مختلف بازتولید شد.
قیام مختارثقفی در کوفه با گفتمان «یا لثارات الحسین» شکل گرفت و وقتی مختار بر مسند کوفه نشست سعی کرد به سبک تمدنی حضرت علی (ع) حکمرانی کند.
انقلاب اسلامی ایران نیز متاثر از ابر گفتمان سید الشهداء ؛ گفتمان «استقلال ، آزادی، جمهوری اسلامی» را سرلوحه کار خودش قرار داد و منزل های مختلفی را تجربه کرد گاه عقبگرد نمود و گاه کند حرکت کرد.
جالب است در مسیر حکمرانی جمهوری اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی هر وقت انسدادی پیش می آمد که از منظر صاحب نظران غربی و اندیشمندان ایرانی متمایل به آنها این بزنگاه نظام؛ ایستگاه آخر بود باز توسل به گفتمان و تمدن امام حسین (ع) و بازتولید گفتمانی و تمدنی از ان سرچشمه اصلی بود که راهگشا می شد.
گذر از جنگ تحمیلی و فتنه بزرگ 88 نمونه بارز این مصادیق است که به جهت جلوگیری از اطاله مطلب از بیان جزئیات آنها خودداری می کنم.
گفتمان و تمدنی حسینی در لبنان مقاومت اسلامی لبنان (حزب الله) در ماجرای تکفیری ها در عراق ، حشد الشعبی را پایه گذاری می کند. به جهت تاثیرپذیری جبهه های مقاومت از قیام حضرت سید الشهدا است که این گروه ها را نیروهای نیابتی نمی دانیم.
هر چه بیشتر پیرامون گفتمان و تمدن امام حسین (ع) دقت و توجه کنیم امکان بازتولید گفتمان ها و تمدن های زیر مجموعه گفتمان و تمدن ایشان برایمان فراهم و حل مسائل تمدنی و گفتمانی مان با سهولت بیشتری رخ خواهد داد.